اعترافات
اینجانب مجید.ق متولد سال ١٣۵٧ تهران به موارد اتهامی زیر اعتراف می نمایم:
- من در تیرماه سال ۵٧ یعنی هفت ماه قبل از پیروزی انقلاب جهت انجام کودتا و جلوگیری ازشرکت پدر و مادرم در تظاهرات ضد رژیم به دنیا آمده ام.
- این بنده حقیر نزدیک به هفت ماه از هوای منفور دوران پهلوی تنفس کرده و شرمگینم.
- در سن هفت سالگی بیست تومان از جیب پدرم جهت تهیه عکس لوتار ماتیوس این بی صفت نازی برداشتم و مال حرام زندگی من را دچار سقوط کرد.
- در نه سالگی یک شیت از تمبرهای منقوش به تصاویر منحوس شاه و فرح را از یک واسطه مشکوک خریداری کرده ام.
- در سن دوازده سالگی اقدام به مطالعه جزوات صهیونیستی تن تن و میلو نموده و خواندن آنها را جهت منحرف کردن اذهان پاک نوجوانان معصوم توصیه نموده ام.
- در سن سیزده سالگی مبادرت به مطالعه کتابهای خلاف اخلاق قاضی میر سعید نموده و از طریق شخصیت های لاوسون و سامسون و ریچارد نحوه مبارزات مسلحانه را آموزش دیدم و اعتراف می کنم که رابط تهیه این کتابها همسایه بغل دستیمان به نام امیر علی محمدی بوده است.
- در دوران تحصیل در مقاطع راهنمایی و دبیرستان توسط آموزشهایی که دیده بودم خود را به مسلمانی زده و با فریب ماموران گزینش وارد مدارس شاهد شدم و افکار فرزندان شهدا را دچار اضمحلال کردم.
- در سال ٧١ در مسابقات بین المللی قرائت قرآن شرکت کرده و اقدام به دیدن آقای هاشمی رفسنجانی از نزدیک نموده و حتی با وی مصافحه کردم.
- بزرگترین خیانت من لعین به این مملکت آزاد ورودم به دانشگاه در سال ٧۴ بوده که خبث این عمل وقیحانه ام اصلا قابل تعریف نیست.
- در دوران دانشگاه گول نیرنگ های سازمان مخوف جبه مشارکت اسلامی را خورده و برای خاتمی ملعون فعالیت بسیار نمودم.
- من خاک بر سر هنگام حادثه دردناک کوی دانشگاه در هجدهم تیر که عده ای روشنفکر عده ای دانشجو را از پنجره به بیرون پرتاب کردند در حوالی میدان انقلاب مشغول به کار بودم.
- با سفر به شهرهایی چون خرم آباد و قم و ارومیه و ... و مبادرت به شرکت در نمایشگاههای کتاب استانی سعی در ترویج عمل غربگرایانه مطالعه و تخریب افکار مردمان شهیدپرور آن خطه ها نموده و البته شکست خوردم.
- من به دلیل چشمان آبی متمایل به سبز پدربزرگم اعتراف می کنم که جد در جد طرفدار جنبش سبز بوده ام.
- اقوام نزدیک من و همسرم در کشورهای استعمارگر خارجی زندگی می کنند که از این بابت بسیار خجلم.
- من بارها و بارها مرتکب عمل بسیار ننگین کانکت شدن به اینترنت شده ام.
- بنده در فیس بوک که محل قرار کودتاگران بوده بسیار آمد و شد داشته ام.
- به دلیل علاقه وافر به صدای شجریان وطن فروش حس وطن پرستی خود را از دست دادم.
- پیوسته مشغول خواندن روزنامه های زنجیره ای و مطالعه بهنود انگلیسی و نبوی دلقک مآب و میلانی پفیوز و بسیاری دیگر از این نااهلان جاسوس بودم.
- در کتابخانه خانه ام کلی داستان و رمان دارم که باعث انحطاط اخلاقی من گردیده است.
اینجانب مجید.ق تحت تاثیر اعترافات سردمداران کودتا تصمیم به اعتراف گرفتم و از تمامی مردم دیندار ایران زمین طلب بخشایش داشته و خواهشمندم مرا به دلیل خطاهایم ببخشایند و از درگاه خداوند تبارک و تعالی طلب مغفرت دارم.
آنچه من با خویش کردم،دشمنم با من نکرد
هیچ دشمن اینچنین بیداد با دشمن نکرد
آنچه من با این دل افسرده کردم سالها
هیچ پتک آهنین با تفته آهن نکرد
بیژن بیژنی
![]()
پ.ن :
اسامی دیگر معترفین تا کنون به شرح زیر می باشد:
١ - دختر بابایی
٢ - معلمی از بهشت
٣ - دفتر بی مخاطب
۴ - ارتفاع صفر
۵ - مومو
۶ - پاتریس آنلاین
٧ - حبیب رمضان زاده
٨- خراب آباد
٩ - وقایع ابن محمود
10 - حاج کاظم
11 - خسروی
12 - بد حجاب
13 - روز نو
14 - دل نوشته ها
15 - بیگانه
نظرات ()

